بسم الله الرحمن الرحيم

 

اگر مربيان و پيشتازان جوامع ،  نشاني حيات ما را 

به دست ما بدهند ، هيچ انساني احساس شكست

 در زندگي نخواهد كرد .

( علامه محمد تقي جعفري )

 

شرايط اساسي معلم و مربي از نوع انسان ها

 شرط يكم :  آگاهي و دانش معلم و مربي به عوامل و عناصر تعليم و تربيت

  •  اكثريت بسيار چشمگير معلمان و مربيان ، از عظمت و ارزش اين شرط اساسي بي اطلاع بوده ، يا اهميتي به آن نداده و به جاي تعليم وتربيتي كه واقعا بتواند نهال هاي بسيار بارور انسان ها را به ثمر برساند ، آنان را با تچشمان شان لمس كرده و نديده اند . برگ ها و ميوه هاي بريده از ديگر درختان را به آن نهال ها چسبانده اند ، نه اين كه آن نهال ها را واقعا آبياري نموده ، به ثمر نشانده باشند.
  • اسلام مي گويد بدون علم ، تعليم وتربيت انسان ها را به عهده مگيريد. از اين رو ، اين مسئله در اسلام به صورت جدي مطرح است كه هر كس يك فرد يا جامعه را از روي ناداني ، يا با سخني كه مي گويد و يا باحركتي كه انجام مي دهد ، منحرف نمايد ، مرتكب گناهي مي شود كه تا انحراف را از آن مردم منتفي نسازد ، گناهش بخشوده نخواهد شد .

شرط دوم : اخلاص معلم و مربي در كار

  • معلم و مربي بايد  از صميم جان احساس كند نتيجه ي كاري كه به وسيله ي تعليم و تربيت در باره انسان يا انسان هايي انجام مي دهد ، دير يا زود دامنگير خود او خواهد شد .
  • اين جهان كوه است و فعل ما ندا          سوي ما آيد نداها را صدا     ( مثنوي معنوي )
  • يك حقيقت غير قابل انكار وجود دارد كه شايد هر انسان آگاهي ، آن را در عمرش تجربه كرده باشد : بعضي از معلمان و مربيان در زماني به نسبت اندك و در مقداري محدود از تعليم وتربيت ، انسان هاي بسيار با عظمتي را ساخته اند كه در تحولات تاريخي موثر بوده اند . اينان همان معلمان و مربياني مخلص بوده اند كه با سوز دل و تشنگي شديد ، به كار تعليم وتربيت پرداخته اند و در اصلاح ادبي معموملي ، آنان به تربيت پذيران خود ، موي را با اخلاص نشان داده اند ، ولي آن رهروان ، پيچش موي را هم فهميده اند.

شرط سوم :  ايمان معلم و مربي  به كارش

  • بي ترديد ، تعليم و تربيت بدون ايمان به موضوع آن  ،  چه در علوم طبيعي محض ، چه در علوم مربط به ساخته هاي فكري و چه در علوم انساني ، چيزي شبيه فعاليت عوامل ناآگاه و بي اختيار در ايجاد تاثير در موضوع هاي ناآگاه و بي اختيار است . مانند  حركت شاخه هاي درختان به وسيله ي باد كه موجب شود شاخه ها با برخورد به خاك تپه اي كهك در دامنه ي آن قرار گرفته است ، خطوطي را ترسيم نمايند . در اين تاثير و تاثر ، نه شاخه هاي درختان مي فهمند چه مي كنند ، نه بادي كه شاخه ها را به حركت در مي آورد و نه آن خاك تپه اي كه شاخه هاي متحرك ، خطوطي در آن ايجاد مي نمايند .
  • معلم و مربي بدون ايمان به واقعيت  هايي كه مي خواهد در طرف مقابل به وجود بياورد ، به جاي آن كه مغز و روان متعلم تربيت پذير را در باره آن واقعيت ها به حركت درآورد ، آن دو را راكد مي كند و از جريان و تكاپو مي اندازد.

شرط چهارم :  ادامه تكا پو و فعاليت معلم و مربي در تكميل خويشتن

  •  معلم و مربي اين حقيقت را بايد فهميده باشد كه هرگز ار تعليم وتربيت مستمر خويش باز نايستد زيرا بهتر از هم بايد بفهمد كه : معلم ترين و مربي ترين استاد كسي است كه نياز خود را به تعليم وتربيت هر گز فراموش نكند . به عبارت ديگر ‹ بهترين استاد ، همواره بهترين دانشجو است . ›
  • در موارد متعدد ، قرآن مجيد با بيانات مختلف ، ضرورت دوام تعليم و تربيت خداوندي را در باره بندگان خدا – حتي رسولان و انبياء (ص) – گوشزد مي فرمايد.
  • اولين و حقيقي ترين مربي به دومين و والامقام ترين مربي ( حضرت رسول ‹ص› ) دستور مي دهد :
  • و قل رب زدني علما .      بگو : خداوندا بر علم من بيفزا    ( طه / آيه 114)
  • اهدنا الصراط المستقيم .    خدوندا ما را به راه راست هدايت فرما.    ( فاتحه / آيه 6)

شرط پنجم :  عشق و علاقه به پيشرفت تكاملي تربيت پذير

  • همه شخصيت هاي بزرگ تاريخ ، - جز افرادي معدود و استثنايي – از آموزگاران و مربيان عاشق برخوردار شده اند . هنگامي كه تعليم و تربيت براي يك معلم و مربي وسيله ي محض معاش تلقي شود ، بديهي است ملاك او پاداشي خواهد بود كه براي كار خود در نظر گرفته است و از اين رو ملاك كار او ، رشد علمي و وجودي رهران مسير علم و معرفت نيست . و چون ملاك او پاداش مادي است ، امكان دارد چهره ي تعليم و تربيتي وي و چگونگي گفتار و رفتارش با رهروان مسير علم و معرفت ، علم و گرديدن تكاملي را بي ارزش سازد .  و هركسي كه خود را در اختيار اين معلمان و مربيان قرار دهد ، از چگونگي گفتار و كردار و رفتار آنان ، ناچيزي انسان و انسانيت را نتيجه مي گيرد، و به راه تاريك مي رود ، منحرف مي شوود و به قول شاعري دانا : به جاي كعبه ، راهي تركستان مي شود.

شرط ششم :  استمداد از خدا

  • معلم و مربي بايد همواره در حال استمداد از خدا باشد . يعني با وجود مشتركات فراوان در افراد نوع بشر ، تفاوت هاي بسيار زياد ميان افراد وجود دارد . به گونه اي كه اگر بخواهيم تعليم و تربيت به حد نصاب برسد ، براي هر فردي يك معلم و مربي لازم است . و اين امر ميسر نيست لذا براي اجراي تعليم وتربيت ، با در نظر گرفتن همه ابعاد انسان ، راهي جز استمداد از خداوند نداريم . به عنوان مثال بايد نمازخواندن ابن سينا در زمان ناتواني از حل مشكلات علمي را يادآوري كرد . آيا آن نماز خواندن ، جز براي طلب استمداد از خداوند براي  تعليم خويشتن بود ؟ و يا آيا مولوي با آن مغز روان تابناك و شگفت انگيزش نمي گويد :
  • اين قدر گفتيم ، باقي فكر كن        فكر اگر جامد بود ، رو ذكر كن . (مثنوي معنوي )
  • كه خود اين ذكر ، موجب تموج و فعاليت فكر مي گردد و حقايقي براي انسان كشف مي شود.
  • فكر آرد فكر را در اهتزاز           ذكر را خورشيد اين افسرده ساز    (مثنوي معنوي )

 منبع : اركان تعليم وتربيت . علامه محمد تقي جعفري

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 15:19  توسط اسدالهي   |