در تصویر زیر چند چهره دیده می شود

 تست هوش

 در این تصویر چند چهره را می توانیند تشخیص دهید. تعداد چهره ها با کم هوشی و تیز هوشی شما ارتباط دارد.

عکس

۰ – ۵ کودن
۶ – ۷ کم هوش
۸ – ۹ طبیعی
۱۰ – ۱۱ هوشیار
۱۲ – ۱۳ نابغه
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ساعت 9:6  توسط اسدالهي   | 

 بنام خدا

روش الگويی در تربیت اسلامی  

انسان اين برگزيدة آفريده‌ها براي رسيدن به كمال شايستة خويش بايد از كانال تربيت درست بگذرد. تربيت ديني كه برآمده از آموزه‌هاي مكتب كامل و جامع اسلام است بهترين نوع تربيت در رساندن انسان به بلنداي كمال و سعادت ابدي اوست.

 روش‌هاي مختلفي در باب تربيت پيشنهاد مي‌شود كه روش الگويي يكي از بهترين و مؤثرترين روش‌ها است، به ويژه با توجه به وجود الگوهاي شايسته در اسلام بايد اين روش به شيوة درست در امر تعليم و تربيت مورد توجه قرار گيرد.

 



+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 13:7  توسط اسدالهي   | 

بنام خدا

اصل تدرج و تمكن در تعلیم وتربیت

تربيت امرى تدريجى و مرحله به مرحله است كه بر اساس توانايى و جايگيرى و پا برجايى  صورت مى پذيرد، [ ن. ك: فرهنگ معين، ج 1، صص 1142 و 1056 "در معناى تدرج و تمكن". ] و استعدادهاى هيچ انسانى جز بر اساس تواناييهايش و جز با حركتى تدريجى، در جهت كمال مطلق شكوفا نمى شود و اين اصل يعنى تدرج و تمكن اصلى حاكم در تربيت است و در سير تربيت چنانكه مقتضاى حكمت و عنايت الهى اين است كه هر موجودى به غايت و كمال خود برسد،

هادى بن مهدى السبزوارى، شرح غررالفرائد "شرح منظورمه الحكمه"، مكتبه المصطفوى، قم، ص 123 و نيز ن. ك: الاسفار الاربعه، ج 9، ص،.] انسان با صيرورتى تدريجى استكمال مى يابد و در اين سير تفاوت مراتب وجود دارد و ملاحظه ى تفاوتهاى فردى و اختلاف استعدادها و گونه گونى انسانها از مسائل اساسى در تربيت است كه بدون توجه بدان تربيت درست، معنا نمى يابد.
 اميرمومنان على "ع" در ضمن حكمتى نورانى خطاب به كميل بن زياد بدين حقيقت اشارت كرده و فرموده است:

''يا كميل! ان هذه القلوب اوعيه فخيرها اوعاها... ها ان هاهنا لعلما جما "و اشار بيده الى صدره" لو اصبت له حمله.'' [ نهج البلاغه، حكمت 147. ]

اى كميل! اين دلها همچون ظرفهاست و بهترين آنها نگاهدارنده ترين آنهاست... بدان كه در اينجا "و به سينه ى خود اشارت فرمود" دانشى است انباشته، اگر براى آن فراگيرانى مى يافتم.

لزوم توجه به تدرج و تمكن در تربيت

اختلاف استعدادها، ظرفيتها، نيازها، روحيه ها، خواستها، سليقه ها كه معلول اختلاف طبايع و تاثيرات گوناگون محيطى و جغرافيايى و فرهنگى و اعتقادى و اقتصادى و اجتماعى است، مايه ى بقا و دوام و رشد جوامع انسانى است و اگر اين اختلافها نمى بود، بشر قادر به زندگى و تكامل نبود، [ ن. ك: تفسير الميزان، ج 11، ص 60. ] به بيان اميرمومنان على "ع":

''لا يزال الناس بخير ما تفاوتوا فاذا استووا هلكوا.'' [ ابوجعفر محمد بن على بن الحسين بن بابويه القمى "الصدوق"، الامالى، موسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، 1400 ق. ص 362، بحارالانوار، ج 77، ص 383. ]

خير مردم در تفاوت آنها "در استعدادها" است و اگر همه "در استعداد" مساوى باشند، هلاك شوند.

بنابراين هر حركت تربيتى بايد با توجه به اين اختلاف استعدادها و نيازها صورت گيرد تا فعل تربيتى به نتيجه ى مطلوب برسد و اگر تدريجى بودن تربيت و رعايت توانايى و قدرت افراد در امر تربيت آسيب ببيند، آسيبهاى جدى به ساختار تربيتى فرد و جامعه وارد مى شود. اين امر در همه ى امور بايد مورد توجه قرار گيرد تا نتيجه ى درست حاصل شود.

اميرمومنان على "ع" در عهدنامه ى مالك اشتر، به مالك چنين آموزش داده است:

''اياك و العجله بالامور قبل اوانها، او التساقط فيها عند امكانها، او اللجاجه فيها اذا تنكرت، او الوهن عنها اذا استوضحت، فضع كل امر موضعه و اوقع كل عمل موقعه.'' [ نهج البلاغه، نامه ى 53. ]

بپرهيز از شتابزدگى در كارهايى كه وقت انجام دادنشان نرسيده است و از اهمالگرى در كارهايى كه وقت انجام دادنشان فرارسيده است و از لجاجت كردن در امورى كه مبهم است و از سستى نمودن در كارها، آن هنگام كه راه عمل روشن شده است. پس هر دو چيز را در جاى آن بدار و هر كارى را به هنگام آن بگزار.

امام على "ع" خود تدرج و تمكن را در تربيت فرد و جامعه پاس مى داشت و در همه ى اقدامات خويش ظرفيتها و كششها و امكانات را ملاحظه مى نمود. پس از رحلت پيامبر اكرم "ص" و ماجراى سقيفه، چون عباس و ابوسفيان نزد امام "ع" آمدند تا با وى به خلافت بيعت كنند، فرمود:

''ايها الناس، شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرجوا عن طريق المنافره، وضعوا تيجان المفاخره. افلح من نهض بجناح، او استسلم فاراح. هذا ماء آجن و لقمه يغص بها آكلها. و مجتنى الثمره لغير وقت ايناعها كالزارع بغير ارضه .'' [ همان، خطبه ى 5. ]

اى مردم! از گردابهاى بلا با كشتيهاى نجات برون شويد! و به تبار خويش منازيد و از راه بزرگى فروختن به يك سو رويد! كه هر كه با ياورى برخاست روى رستگارى بيند و گرنه گردن نهد و آسوده نشيند كه- خلافت بدين سان همچون- آبى بدمزه و نادلپذير است و لقمه اى گلوگير و آن كه ميوه را نارسيده چيند، همچون كشاورزى است كه زمين ديگرى را براى كشت گزيند.

اگر در تربيت نيازها و خواستها و ظرفيتها ملاحظه نشود و زمان مناسب براى هر عمل تربيتى مورد توجه قرار نگيرد، بى گمان برنامه ها و اقدامات تربيتى نتيجه اى جز تباهى در پى نخواهد داشت.


منبع:  سایت  تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 16:28  توسط اسدالهي   | 

 

 هوالجمیل 

 

روزی مجنون از سجاده شخصی عبور کرد . 

  مرد نماز را شکست و گفت :

 مردک ! درحال راز و نیاز با خدا بودم . تو چگونه این رشته را بریدی ؟

 مجنون لبخندی زد و گفت :

 من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم و توعاشق خدایی و مرا دیدی !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:37  توسط اسدالهي   | 
 

 به نام خدا

فتبارک الله احسن الخالقین

 
باور کنید این عکس ها فتوشاپی نیستند !

این عکس های حیرت انگیز که به نظر می رسد از یک رویای زیبا گرفته شده است در حقیقت رنگ های شگفت انگیز آسمان در آب ساکن است به نحوی که کل فضای آسمان در آب منعکس شده است.

در این تصاویر چند سانتی متر پوشش آب بر روی این دشت توانسته است تصویر آسمان را در خود منعکس کند، چرا که درآنجا آب ساکن بوده و هیچ بادی نمی وزد.

مایکل 29 ساله اهل اورگان امریکا ( عکاس این عکسها ) درباره این تصاویر گفت:"اگرچه شبیه ساحل به نظر      میرسد ولی در حقیقت دشت نمک است که تا جایی که چشم کار می کند روی آن را چند سانتی متر آب فرا گرفته است."

امیدوارم از دیدن عکس ها لذت ببرید .

 

باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

  باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

  باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

  باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 باورکنید این عکس ها فتوشاپی نیست

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 14:18  توسط اسدالهي   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر بندگان گنهكار من بدانند كه چقدر مشتاق توبه و

بازگشت آنان هستم، از شدت شوق جان مي سپردند.


                                            روش تربیتی توبه

يكي از مظاهر فضل و رحمت خداوند روش تربيتي توبه مي باشد .

توبه از نظر لغوي يعني بازگشت .

توبه فقط مختص انسان نيست بلكه خداوند نيز در مقام تربيت انسان داراي توبه است و اين توبه يك روش تربيتي است .

با توجه به آيات قران خداوند دو توبه دارد :

1 – توبه هدايت و توفيق

2 – توبه قبول

       توبه هدايت و توفیق يعني اينكه خداوند به بندده خود كه خطا كرده و به خدا پشت كرده است ، بازگشت مي كند و او را به زشتي كارش آگاه مي كند و او را به سمت استغفار هدايت مي كند . از اين توبه به نام توبه ساز نيز نام برده اند و باعث مي شود كه انساني كه اشتباهي كرده توبه كار شود و به سوي خدا باز گردد.

            اما وقتي كه بنده توبه كار از كار اشتباه خود پشيمان شده و به  استغفار روي مي آورد يعني اينكه توبه  دوم خداوند آشكار مي شود و آن همان توبه قبول است كه اين توبه با مغفرت و بخشش خداوند همراه مي باشد .

اما چرا خداوند خود را تواب ناميده است ؟

           زيرا خداوند به خاطر فضل و رحمت زيادي كه دارد مدام به انسانها رجوع مي كند و گناهان انسانها را مي بخشد .

            همچنين اگر انسان خطاكار امكان بازگشت از عمل خطاي خود را در اثر توبه اول در      مي يابد ولي به تغيير و اصلاح خود دست نمي زند در نتيجه به مرور خداوند توبه اول خود را از او دريغ مي كند و آنها را به حال خودشان رها مي كند . و از فضل خدا محروم مي شوند .

پس نتیجه می گیریم : توبه با دو مرحله اي كه دارد نشانه فضل و رحمت خداوند است .


منبع : خسرو باقری ، تعلیم وتربیت اسلامی جلد اول  ، ۱۶۶

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 10:5  توسط اسدالهي   |